خودمونی

اوّل کوتاه نوشته بود بعد دیدم اصلاً کوتاه نوشتن کم پیش میاد
اینجا باشه یه وبلگ خودمونی واسه کنار هم بودن من و چند دوست مجازی

راهرو بهشت

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۳۳ ب.ظ
سلام

من تقریباً روزی دو بار باید مسیری بین خوابگاه تا دانشگاه رو پیاده طی کنم تو این مسیر 20 دقیقه‌ای یه تیکه 20 متری هست که 2طرفش پر از گل‌های رنگارنگ هست و تو بهار هم بوی خیلی خوبی تو فضاش پخش می‌شه ، اسم این تیکه رو گذاشتم راهرو بهشت و با اینکه مسیرم رو طولانی‌تر می‌کنه هر زمان که بتونم از راهرو بهشت عبور می‌کنم سرعت راه رفتنم رو کم می‌کنم ، نفس‌های عمیق می‌کشم و اگه شد با انگشتانم گل‌ها رو نوازش می‌کنم.
امّا امروز صبح مجبور شدم از مسیر کوتاه‌تر برم
گل‌ها درکشون بالاست گفتن اشکال نداره تو راه برگشت سر بزن
امّا برگشتنی هم با اتوبوس برگشتم و آن‌ها چشم انتظارند.
نمی‌دونم شاید کارم اشتباه بوده ، امّا این روزا خیلی وقت کم دارم و عقلم می‌گه تا می‌تونی صرفه‌جویی کن شاید این همون تقدم عقل بر احساسه!
  • Vincent Valantine

نظرات (۱)

  • فاطیما کیان
  • باغچه ی خونه ی ما نزدیک دره و تابستون که از کنارش رد میشدم که برم بیرون وضعم همین بود , همش دیر میرسیدم به کارم ,از دست گل های خوش بو :)
    پاسخ:
    اوهوم
    اصلاً  ، آدم  این منظره‌ها می‌بینه دلش باز می‌شه :)
    مثل اینه که شما احساستون بر عقلتون حاکمه D:
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">