خودمونی

اوّل کوتاه نوشته بود بعد دیدم اصلاً کوتاه نوشتن کم پیش میاد
اینجا باشه یه وبلگ خودمونی واسه کنار هم بودن من و چند دوست مجازی

تحمیل

شنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۲۹ ب.ظ
می‌دونید فیلم‌هام مثل خودم هستند هیچ وقت خودشون رو به من تحمیل نکردند و به اجبار سعی نکردند که نمایش داده بشند و حتّی بعضیاشون بی سر و صدا از پیشم خداحافظی کردند و جاشون رو به بقیه دادند. در واقع هر زمان که من فیلمی رو زوری حالا به زور اسمش ، یا به زور اطرافیان دیدم ، فقط حالم رو بد کردند ؛ آخرین بار هم زمان پایان ترم پیش بود که فشار امتحان خراب کردن‌های مداوم و هزار تا فکر و خیال میخواستم فیلم ببینم و حالا یکی از هم‌اتاقی‌ها که با هم فیلم ببینیم و سلیقه‌اش با من جور در نمیومد. و در نهایت فیلم‌ها رو به زور اون دیدم و یکی از یکی بدتر و شاید باورتون نشه شخصیت‌های اصلی یکی پس از دیگری تو فیلم‌ها می‌مردند. و حال من خراب‌تر.
می‌دونید هیچ چیز تحمیلیش خوب نیست ؛ من خیلی کم فیلم می‌بینم (هرچند اطّلاعاتم در موردشون چند برابر تعدادی هست که می‌بینم) ولی هر زمان که حالم خراب میشه متناسب با نیازم یکیش بهم اعلام آمادگی می‌کنه که پای دلم بشینه ؛ اینکه چطور این اتّفاق می‌افته رو نمی‌دونم شاید دوستم دارند و به خاطر وقت و زحمتی که براشون کشیدم قدردانند.
پایان‌ ترم بود و من باز باید صبح سوار اتوبوس می‌شدم و راهی خونه با حالی کاملاً گرفته (الان چند ترمه من خوب نمی‌تونم از پس خودم بر بیام و این روند من رو خیلی از لحاظ روحی خسته‌ کرده) همه وسایل رو جمع کردم و نیمه شب برای خودم فیلم سیندرلا من رو گذاشتم با موسیقی متن فق العاده thomas newman شایسته. نمیدونم چند بار با فیلم گریه کردم و یا چند بار بعدش با موسیقی متن‌هاش ولی خوب یادمه این فیلم با وجود اسم نچندان جذابش چطور من رو جذب و حالم رو بهتر کرد.
همین چند شب پیش بود که دوباره نیازمند فیلمی بودم و این دفعه Guardians of the galaxy 2014 رو دیدم و خب این فیلم رو 3 ساله که دارمش و حتّی تیکه تیکه هم ردش نکرده بودم و فکر می‌کردم اکشن باشه ، حوصله خندیدن هم نداشتم ولی این فیلم موفق شد که من رو خیلی بخندونه ، شاید طی این 3 سال میتونست خودش رو به من تحمیل کنه ولی قطعا هیچ وقت ارزشش مثل الان برام نمیشد.
خب اینم یه مدل فیلم دیدنه :)
ولی می‌دونی بعضی چیزها به آدم تو زندگیش تحمیل می‌شه که یا نمی‌تونه تغییرشون بده یا ...
نه نه آن‌ها فراموش‌کارند. ارزشش رو نداره و خودم رو محکوم به انتخاب بین بد و بدتر می‌کنم.
-----------------------------------
چند روز پیش خبر فوت چندتا جوان سرباز رو شنیدم جوان‌هایی که جرمشون فقط جوان بودن بود میدونستم سلمان کرمان افتاده ولی از یوسف هنوز اطّلاع ندارم کجاست با حس و حال خیلی بد رفتم اسامی رو چک کردم ، خیلی بده همچین چیزهایی ؛ خدا به خانواده‌های این سربازها صبر بده. :(
(یوسف جز لیست نبود)
  • Vincent Valantine