خودمونی

اوّل کوتاه نوشته بود بعد دیدم اصلاً کوتاه نوشتن کم پیش میاد
اینجا باشه یه وبلگ خودمونی واسه کنار هم بودن من و چند دوست مجازی

چه کسی پنیر من را جابه‌جا کرده؟

پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۴۹ ق.ظ
گاهی توی روابط دوستیمون اینطور می‌شه که به این نقطه می‌رسیم از خودمون می‌پرسیم که چی‌شد که اینطوری شد؟
در واقع اون رابطه‌ی دوستانه به یک‌باره فرو می‌ریزه و یا می‌بینیم که دوست عزیز به یک‌باره توی غار تنهایی خودش فرو می‌ره و غیر قابل دسترس میشه و یا توی فضای وبلاگی می‌بینیم که به یک‌باره ترک اینترنت گفته و خداحافظی می‌کند.
خب بهتره بگیم که بیشتر این اتّفاق‌هایی که میرسیم به اون نقطه که چی‌شد اینطوری شد به یک باره بوجود نمیاند و تغییرات آهسته آهسته‌ای بودن که ما یا نمی‌دیدیمشون یا نمی‌خواستیم ببینیمشون خلاصه از دوستانتون غافل نشید و نذارید که رابطه‌ی دوستانه مثل یه غذای خوشمزه قدیمی بشه که الان طمعش خراب شده ولی شما همچنان فکر می‌کنید خوشمزه هست.
نهایتاً هفتگی ازشون خبر بگیرید حالشون رو بپرسید و محبّت کنید هر دوست به اندازه‌ای معرفت خودش قدردان هست :)
(امیدوار وبلاگ نویس خوش قلم ، فاطیما کیان هرجا که هست سلامت و موفّق باشه)

  • Vincent Valantine

نظرات (۲)

وقتی اومدم دیدم فاطیما دیگ نیست کلی دلم گرفت..

+ممنون برا اهنگ، همون اسمشو میگفتید کافی بود -_0 داشتمش اخه
پاسخ:
منم خیلی شکه شدم... :(
داشتینش :-O 
احساس مولوی دارم که میگفت هفت شهر عشق عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم :))
  • امیررضا شهابی
  • و چقدر تلخه وقتی آخر کار متوجه میشی...
    پاسخ:
    آره :(
    معمولاً واسه جبرانم دیره...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">