خودمونی

اوّل کوتاه نوشته بود بعد دیدم اصلاً کوتاه نوشتن کم پیش میاد
اینجا باشه یه وبلگ خودمونی واسه کنار هم بودن من و چند دوست مجازی

اندکی بعد از 24 سالگی

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۵۱ ب.ظ
وقت‌هایی پیش میاد با اینکه در محفل دوستانی باز هم احساس دلتنگی می‌کنی بغض‌ها رو می‌خوری و حتی بی‌اختیار دوست داری که جمع رو ترک کنی حتی اگه روز تولدت باشه. انگار ناراحتی‌های دل به صلحه ارحام بپردازند و نیمه شب در کنجی شب‌نشینی برپا کرده باشند تا سخت بنوشند و به خاک مغز بریزند تا از چشم خارج شود.

صحبت‌هایی که نمیشه به زبون عادی بیانش کرد تنهایی که با فرکانس‌های خیلی بالاتر فریاد می‌زنی و کسی نمی‌شنوه؛ فقط تُن صدا به مرور غمگین‌تر می‌شود. چه انتظار بی‌جایی که صدایمان را بشنوند حتی در صحبت عادی هم به جای کلام به تماشای صاحب کلام می‌نشینند. دسته بندی می‌کنند در کدام قشر قرار داریم و نسخه‌ای پیچیده و تحویلمان می‌دهند.

((او هم در شب‌ها و غروب‌هایی که برایش جانکاه بودند نه تنها فریاد درد و غم، که فریاد کمک سر می‌داد، و وقتی کمک ظاهری سر می‌رسید، ازش برنمی‌آمد به زبان ساده و روشن بگوید کجایش درد می‌کند.)) (تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار)

هرچه قدر دنیای تنهایی بزرگتر می‌شود از وسعت دنیای اطراف کاسته می‌شود تا آنجا که فقط جسمت می‌تواند در دنیای اطراف حضور داشته باشد. در این زمان است که دنیای اطراف جهش می‌کند بخشی جدید از خود بوجود می‌آورد که ساختارهای قدیمی نظیر فاصله حقیقی بین افراد را می‌شکند. واژه‌ها رگ‌های نامرئی بین قلب‌ها می‌شوند که عاطفه‌ها درآن‌ها جریان دارد؛ رودخانه‌های خشکیده‌اش رو پر می‌کنند تا زنده بماند.

زنده که باشد امید می‌تابد و در کنار رودهایش ارزش‌های انسانی می‌رویند. ریشه در جان می‌زنند و استوار می‌شوند و میوه‌ در دنیای اطراف می‌دهند. آن زمان است که خنده‌ای از ته دل یک هم نوع به وجدت می‌آورد تصویرش در کوه‌های مغز حکاکی شده. آن موقع است که انتظار آن می‌کشی که با نگاهی به دریای عشق زمینی متصل شوی که همه فریادهای تنهاییت را با چشم ببیند و از وسعت تنهایی بکاهد. تمامی این‌ها کمک می‌کند که در هرچه بنگری زیبایی ببینی عشق و خدا را ببینی وبا یادی تنهاییت از بین برود.

«أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ»


سپاسگزارم از تمام دوستانی که با همه اختلاف سلیقه و اختلاف نظرها به من لطف داشتند و با تبریک‌های تولدشون از تنهاییم بسیار کاهش دادند.

صمیمانه از همه متشکرم.

طی این سال‌ها از همه سعی کردم یاد بگیرم و امیدوارم همچنان بتونم.

فرصت مغتنم بدونم که عذر بخوام از هر صحبت نابه‌جایی که زدم یا اشتباهاتی که در کلام تندم داشتم و من رو تحمل کردید و به سوء تفاهم‌ها دامن نزدید.

آهنگ پیوست شده شامل صدای یک وال هست که فرکانس صداش خیلی بیشتر از هم نوع‌هاش هست و باعث شده که تنها بمونه به وال 52 هرتز بیش از دیگر اسامی معروف هست و این موسیقی علاوه بر استفاده از صدای وال از داستان زندگی این وال هم الهام گرفته.
  • Vincent Valantine

نظرات (۳)

  • میماجیل ‌‌
  • سلام...
      این پست رو من سابقن از اینوریدر باز کرده بودم که بخونم... و اندکی‌ش رو هم خوندم... امّا دیدم حواس‌م متوجه‌ش نیست... برای هم‌این گذاشتم برای بعدنی که الآن باشه:) و الآن حس‌م اینه که ارزش‌ش رو داشت:)
      نمی‌تونم بگم عمیقن، امّا خیلی حرفاتون رو حس می‌کنم!
    پاسخ:
    سلام
    جالبه من از اینوریدر اطّلاعی نداشتم. 
    خوش‌آمد می‌گم که به وبلاگم سر زدید :دی و مرسی که خوندید.:)
    عمیقاً پوزش می‌خوام که نمی‌دونستم و دارم یه روز دیرتر تبریک می‌گم.
    امیدوارم سال خوبی باشه برات. بهتر از سال گذشته
    پاسخ:
    درسته اگه همون روز می‌شنیدم ازت خوشحال‌تر میشدم ولی عذرخواهی و این حرفا نداریم که.
    (29 ام) هستم.
    منم امیدوارم و برای تو هم آرزو می‌کنم. 
  • الهه نوراللهی
  • تولدتون مبارک. :)
    پاسخ:
    خیلی ممنوونم :) 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">